داديم جزاير آزور احتمالاً پيش از اواسط سدهٴ چهاردهم كشف شد، ولي كشف موٴثرش پيش از 1431 ـ 1444، صورت نگرفت.
ب. يهود
مهمترين كاري كه توسط جغرافيدانان يهودي انجام گرفت، قبلاً، در بخش مربوط به كاتالونيا در بالا ذكر شد، زيرا بحث از مكتب نقشهنگاري مايوركا جز با تلفيق فعاليت يهوديان و مسيحيان ميسر نبود.
در تأليفاتي از قبيل راه امن ماهربن اسحاقبن الدبي و برخي شرحهاي ديني يوسفبن العاذار بنفيلس اطلاعات جغرافيايي ديده ميشود. يعقوببن ناتانيل (دوازدهم ـ 2)، كه در بيتالمقدس بقاع متبرك را زيارت كرده و شرحي در آن باره نوشته بود، بنابر گزارش اشتينشنيدر ممكن است متعلق به سدهٴ چهاردهم باشد.
ج. اسلام
نوشتههاي جغرافيايي جهانگردان و فضلاي مسلمان چندان زياد نيست، ولي داراي ارزش چشمگيري است و شامل مهمترين آثار اين عصر ميشود. كافي است آنها را به دو گروه تقسيم كنيم، غربي و شرقي.
1. مغرب. بزرگترين جهانگرد سدههاي ميانه، با در نظر گرفتن ماركوپولو، محمدبن عبداللهبن بطوطهٴ طنجي مغربي بود كه اجدادش بربر بودند. او حتي در نزد غير مستشرقان چنان معروف است كه متن كامل سفرنامهاش به زبان فرانسه و منتخبات خوبي از آن به انگليسي وجود دارد و از اينرو، نيازي جز به ذكر نكات اصلي نيست.1 او مدت سي سال، كشورهاي زيادي را در سه قاره سياحت كرد. انگيزهٴ او نخست زيارت كعبه بود. علما مدتي را به اين كار اختصاص ميدادند و ممكن بود دو يا سه سال، در سفر باشند؛ ولي ابنبطوطه از همه پيشي گرفت. نخستين غيبتش از خانه بيست و پنج سال طول كشيد و در اثناي آن، دستكم پنجبار حج گزارد. روي همرفته، ممكن است وي 120,000 كيلومتر در دريا و خشكي سفر كرده باشد. وي نهتنها همهٴ قلمرو اسلام و بسياري از مهاجرنشينهاي اسلامي در كشورهاي بيگانه را سياحت كرد، بلكه به سرزمينهاي مسيحيان، هند و چين هم رفت. اطلاعات فراواني درباب شمال آفريقا، مصر، آناتولي، ايران، هند، چين و در غرب، درمورد اسپانيا، موطن خودش مراكش و جالبتر از همه غرب آفريقا عرضه كرد، سرزمين افسانهاي كه از رود نيجر مشروب ميشد. فرهنگ كهني كه مركزش تمبوكتو بود.